محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

228

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

و ملكهء كاتوليكى كس فرستاد و طلب قطع جنگ نمود تا در خلال آن دربارهء صلح مذاكره كنند و با شروطى كه به مقتضاى آن عقد آشتى بسته مىشود توافق نمايند « 23 » » لافونته الكانترا مىگويد : چون گرسنگى محاصره‌شدگان را از پاى درآورد و خيل‌خيل مردم در شهر به راه افتادند و توانگران را تهديد كردند ، ابو عبد الله و نزديكانش بر خود بلرزيدند . امير ، زعما و سرداران را براى تشكيل مجلس مشاوره فراخواند و از آنها خواست كه راهى بجويند تا شهر از تهديدات داخلى و خارج رهايى يابد . شيوخ و فقها گفتند جز تسليم يا مرگ راهى نيست . آنگاه اهل راى اشارت كردند كه ابو القاسم عبد الملك به اجازهء ابو عبد الله براى گفتگو با مسيحيان قيام كند « 24 » » . خلاصه آنكه در آن موقعيت ضعيف كه ابو عبد الله و وزرايش گرفتار آمده بودند مجال آن نيست كه سخن از خيانت رود ، يا بگوئيم كه حرص مال و دارائى آنان را به چنان كارى واداشت . آرى مىتوان گفت كه ضعف بشريت چنان اقتضا نموده كه براى حفظ جان خود دست به اقدامى زده باشند . 3 سردار ابو القاسم عبد الملك ، از سوى سلطان ابو عبد الله محمد به لشكرگاه پادشاه و ملكهء كاتوليك رفت تا كارى را كه به او محول كرده بودند به انجام رساند . نام اين سردار علاوه بر آنكه در اين معاهده كه ميان ابو عبد الله و پادشاه و ملكه كاتوليك بسته شد ، آمده است ، نام او را در بيشتر معاهداتى كه ميان قشتاله و غرناطه در اين مدت از

--> ( 23 ) . . XIX . paC . I . biL ; dibi ; lomraM led siuL ( 24 ) . . 79 . P . III . V . dibi ; aratnaclA etneufaL